ردپای تعاونی فرشتگان در گودی روی یک قنات قدیمی تهران گود برج میلاد

گود برج میلاد، بزرگراه همت را می‌ بلعد؟/ ردپای تعاونی فرشتگان در گودی روی یک قنات قدیمی تهران

ساختمان‌ ها را خراب و بعد همه چیز را رها کردند و رفتند. حالا فقط منظره گودهای عمیق و ترسناک در خرابه ‌ها باقیمانده است. مالکان و صاحبان پروژه‌ های بزرگ ‌مقیاس برای تکمیل پروژه یا پول کم آورده‌اند یا با مسئولین شهرسازی مشکل داشته ‌اند، برای همین گودها را به امان خدا رها کرده ‌اند و رفته ‌اند.

کد خبر: 960821006 تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۱ آبان ۹۶ - ۸:۵۱ ق.ظ

به گزارش پایگاه خبری اخبار مهندسی- مرجع اخبار نظام مهندسی کشور، ساختمان‌ ها را خراب و بعد همه چیز را رها کردند و رفتند. حالا فقط منظره گودهای عمیق و ترسناک در خرابه ‌ها باقیمانده است. مالکان و صاحبان پروژه‌ های بزرگ ‌مقیاس برای تکمیل پروژه یا پول کم آورده‌اند یا با مسئولین شهرسازی مشکل داشته ‌اند، برای همین گودها را به امان خدا رها کرده ‌اند و رفته ‌اند.ردپای تعاونی فرشتگان در گودی روی یک قنات قدیمی تهران

ردپای تعاونی فرشتگان در گودی روی یک قنات قدیمی تهران

ردپای تعاونی فرشتگان در گودی روی یک قنات قدیمی تهران

گود برج میلاد، بزرگراه همت را می‌ بلعد؟/ ردپای تعاونی  فرشتگان در گودی روی یک قنات قدیمی تهران

روزي روزگاري كه ساختمان ‌سازي رونق داشت، سازندگان با پروانه يا بدون پروانه گود برداري را در زمين و ملك خود آغاز مي‌ كردند و بعد خيالشان راحت بود كه مجوزهاي ديگر را از كميسيون‌ هاي پنج يا هفت شهرداري مي ‌گيرند؛ ولی گودبرداري ‌هاي پرخطر از زماني به صدر رسانه‌ ها آمد كه پروژه عظيم «بابك زنجاني» فرو ريخت و بعد مشخص گردید كه زمين خيابان ايران زمين كاربري مسكوني ندارد و البته گودبرداري هم بدون رعايت ضوابط مهندسي انجام گردیده است.
در‌ سال نود و چهار سازمان نظام مهندسي اعلام كرد كه تعداد گودهاي پرخطري كه با عمق نه متر به بالا حفر شده‌اند، زير ‌هزار مورد است. اعضاي شورا هم معتقد بودند حدود صد و پنجاه مورد از اين گودها پرخطر و بحراني است. ریاست سازمان نظام مهندسي هم در تازه ‌ترين حرف‌هاي خود اعلام كرده است كه گزارش دویست گود پرخطر تهران را به كميسيون شهرسازي شورا داده ‌اند تا اقدامات عملي براي ايمن‌ سازي گودها انجام گردد.
اگر چه معاونت شهرسازي و معماري شهرداري تهران معتقد است كه شهرداري وظيفه ‌اي در برابر ايمن‌ سازي گودها ندارد، ولی ریاست كميسيون شهرسازي مي ‌گويد كه اولويت ‌بندي گودهاي پر خطر در دستور كار كميسيون شهرسازي شورا ست و بزودي گودهايي كه خطرسازترند به قوه قضائيه معرفي می‌ گردند.
مسئولین هر كدام در حوزه وظايف خود حرف ‌هايي دارند؛ ولی روايت آن هايي كه خطر اين گودها را در نزديكي خانه ‌هاي خود حس كرده‌اند، چيز ديگري است. مردمي كه ديوار خانه‌ هايشان ترك برداشته، درخت سبز حياط‌شان خشك شده و كف آن هم نشست كرده است. از گود ايران زمين گرفته تا گود هم جوار برج ميلاد، گودبرداري‌ هاي رها‌ شده خيابان جردن تهران و اسكلت‌ هاي رها شده خيابان سپهبد قرني مواردي است كه در اين گزارش سري به آن ها زده ایم تا در جريان نگراني‌ هاي مردم هم جوار آن قرار گيرد.
گود معروف پروژه «بابك زنجاني»
هنوز دور تا دور محوطه را حصارهاي آبي و سفيد و سيم‌ هاي خاردار گرفته؛ زميني كه با بابك زنجاني در ايران زمين معروف گردید، قبل از انقلاب گل‌ فروشي و بازارچه و بخشي از آن هم، پاركينگ اختصاصی بود. اول مجوز آن براي واحد تجاري پنج طبقه بود ولی بعد با مجوزهاي كميسيون ماده پنج برج بیست و هفت طبقه هم به آن اضافه و عمليات بارگذاري يك مجموعه بزرگ تجاري شروع شد. در ساعت پنج صبح يك روز پاييزي در مهر‌ سال نود و دو اما غرش ريزش آوار مردم شهرك غرب را هراسان به كوچه ‌ها كشاند و از چند روز بعد پروژه متوقف گردید.
بیست و پنجم آذر همان‌ سال شورای عالی معماری و شهرسازی، مرجع بالادستی این کمیسیون با استناد به این ‌که پروژه در پهنه R٢٣١ طرح تفصیلی واقع شده که مربوط به بافت مسکونی ارزشمند است، مجوز کمیسیون ماده پنج را باطل کرد. اين مجوز ولی همزمان با خوش ‌خدمتي ‌هايي كه بابك زنجاني براي وارد كردن جرثقيل‌ هاي دو طبقه ‌كردن بزرگراه صدر انجام داد، براي او صادر شده بود. درنهايت يك ماه بعد با بازداشت بابك زنجاني پروژه رها شد و هم چنان هم رهاست.
اکنون ۲ ‌سال است كه عابران در خيابان ‌هاي ايران زمين و گلستان كف آسفالت را با ترس از زير پا رد ميكنند و هر روز در مقابل چشم‌ ها يشان منظره يك ويراني بزرگ قرار مي‌ گيرد مثل «فرزانه» كه براي پياده ‌روي كفش ورزشي به پا كرده: «راه براي پياده‌ روي نداريم و هر لحظه آدم مي‌ ترسد با زمين بلعيده گردد. اگر مي ‌گذاشتند پروژه با همان سرعتي كه آغازكرد، تمام گردد حالا اين همه مكافات نداشتيم. مالك به نظافت دور تا دور ساختمان اهميت مي‌ داد، كارگرها هميشه مرتب بودند و محوطه اطراف را گلكاري كرده بودند كه نماي زشت آن ديده نشود ولی يك دفعه خيابان نشست كرد. آن همه خاك خورديم حالا هم كه بايد اين گودال بزرگ جلوي چشممان باشد.»
خيلي از مردمي كه اين جا زندگي مي ‌كنند، خانه‌ها يشان بعد از نشست زمين آسيب ديد و چند روزي هم با هزينه بابك زنجاني به هتل رفتند تا عمليات بازسازي انجام گردد. بعد از آن كه به خانه‌ها يشان برگشتند، قرار شد تا مالك خسارت آن ها را پرداخت كند؛ ولی با تعطيلي پروژه برآورد خسارت براي خانه ‌هاي آن ها هم بي‌ نتيجه ماند و تنها يكي از شاكيان توانست هفتاد ميليون تومان براي بازسازي خانه از دادگاه خسارت بگيرد.
البته بعضي از محلي ‌ها هم به كل پروژه انتقاد دارند كه استاندارد منطقه را بر هم زده است: «معلوم نيست كه صاحب اين جا چه كسي است؟ يك روز مي‌ گويند شركت نفت صاحب پروژه است و يك روز قوه قضائيه؛ ولی اين طرح از ابتدا برهم‌ زننده استانداردهاي منطقه بود. ساختمان ‌هاي اين جا نهايت ۴ طبقه است. در كشورهاي بزرگ مال را در بيرون شهر مي‌ سازند و چندين برابر مساحت آن هم فضا براي پاركينگ وجود دارد.»
اين ها را مردي مي‌ گويد كه استاد دانشگاه علامه طباطبايي است و از بیست ‌سال قبل در اين محله زندگي مي ‌كند: «از قبل از انقلاب در اين محوطه پاركينگ، بازارچه و مغازه‌ هاي قديمي يك طبقه بود ولی اين جا را خريدند تا مجتمع تجاري گردد.»
ترك‌ ها هنوز روي ديوارهاي خانه‌ها يشان هست؛ اتاق‌ خواب، پذيرايي و حتي آشپزخانه. «آقا ابراهيم» در يكي از همين خانه ‌ها زندگي مي ‌كند و نگران است اگر زلزله‌ اي بيايد چه بر سر خانه‌ها يشان مي‌ آيد؟ «مالك بايد خسارت آسيب‌ هايي كه به خانه‌ هاي ما وارد شده است را بدهد تا بتوانيم ايمن ‌سازي كنيم؛ ولی با وجود اين كه يك ‌بار براي گرفتن خسارت هشتاد و هشت ميليوني حكم گرفتيم، ولی حكم نقض شد. اگر حكم را صادر كنند شهرداري بايد از طلبي كه بابك زنجاني از شهرداري داشت، خسارت ما را پرداخت كند.» مجوز اوليه گود برداري پروژه بابك زنجاني در ابتدا منفي پانزده متر بود ولی طبق مجوز‌هاي كميسيون ماده پنج گودبرداري تا عمق سی و پنج متر هم پيش‌ رفت كه برخلاف كاربري تعيين‌ شده اين زمين در طرح تفصيلي بود.

ردپای تعاونی فرشتگان در گودی روی یک قنات قدیمی تهران


گود پرخطر هم جوار برج ميلاد
آدم‌ هاي زيادي هر روز از كنار آن مي ‌گذرند؛ وقتي سواره يكي از مهم ترين شريان‌ هاي اصلي تهران را طي مي ‌كنند. نوار سياه ماشين‌ ها در اتوبان همت آن جا كه از كنار گود هم جوار برج ميلاد مي‌ گذرند، كند است. از‌ سال نود و یک عمليات گودبرداري با عمق چهل متري در كنار برج ميلاد آغاز شد؛ ولی به علت اختلافاتي كه شركت تعاوني ناجا با شورايعالي شهرسازي دارد، متوقف گردید. حالا تاريخ مصرف نيلينگ، اين گود عظيم كنار برج ميلاد گذشته است و هر لحظه احتمال وقوع يك فاجعه در پررفت‌ و آمد‌ترين شريان تهران وجود دارد.
روزانه بالغ بر سیصد هزار خودرو از بزرگراه همت گذر مي‌ كنند؛ ولی كم تر كسي مي ‌داند كه ممكن است يك روز ديگر كف آسفالت تحمل اين همه بار را نداشته باشد: «ما هر روز از اين جا رد مي‌ شويم مگر چه خطري مي‌ تواند براي ما داشته باشد.»
ولی بعضي از آن ها هم وقتي از اهميت موضوع باخبر مي‌ شوند، داغ دلشان اين طور تازه مي‌ شود: «پولش به جيب يك‌ نفر ديگر مي ‌رود، بدبختي و ترس آن هم براي مردم عادي است. ما كه از اين چيزها سر در نمي ‌آوريم ولی بازرس ‌ها و ناظران طرح‌ ها بايد كار خود را درست انجام دهند و اگر خطري جان مردم را تهديد مي‌ كند، قوه قضائيه بايد وارد شود.»
البته اعضاي شوراي شهر در دوره چهارم و پنجم بارها بخطر ساز بودن اين گود اخطار داده‌اند و محسن‌ هاشمي، ریاست شورا هم شهريور اعلام كرد كه گود برج ميلاد سالن گردهمایی هاي برج ميلاد را تهديد مي‌ كند و بعد از آن هم قرار شد تا عمليات ايمن ‌سازي آن از طرف شهرداري شروع گردد.
ماجراي اسكلت ‌هاي فلزي در خيابان سپهبد قرني
تيرآهن‌ ها بر روي هم سوارند، زرد و رنگ و رو رفته. سال ‌هاست كه دو اسكلت فلزي تنومند ساختمان مركز پژوهش ‌هاي مجلس را محاصره كرده ‌اند. برف و باران ديده‌ اند، گرد و خاك خورده‌اند، دست به دست شده‌ اند و حتي شهرداران زيادي را هم دیده ‌اند؛ حالا ديوارهاي ساختمان ميان اين ۲ غول ‌پيكر ترك خورده است و هفته ‌اي يك ‌بار هم سيستم آسانسور آن قطع مي ‌شود.
كاظم جلالي، ریاست مركز پژوهش ‌هاي مجلس كه از سال ‌ها قبل پي گير ماجراي اسكلت ‌هاي فلزي است يك ماه قبل به شهردار تهران نامه نوشت تا او را از احتمال يك فاجعه باخبر كند؛ فاجعه ‌اي شايد به بزرگي پلاسكو: «این نامه از سر خیرخواهی و جلوگیری از خسارات احتمالی جانی و مالی و پیش گیری و اعلام خطر از وقوع یک فاجعه در تهران نوشته می‌ شود. عمر این نیلینگ (عملیات ایمن ‌سازی خاک) ۲۳ساله است و اگر نیلینگ شکسته شود بخشی از خیابان سپهبد قرنی را خواهد بلعید. من به‌ عنوان یک مسئول و نماینده تهران در مجلس و کسی که ماه‌ ها با ترس احتمال بروز یک فاجعه به همه مسئولین وقت به‌ویژه شهرداری تذکر داده ‌ام، دوباره به جناب عالی که اخیرا مسئولیت شهرداری کلان شهر تهران را پذیرفته ‌اید، هشدار می‌ دهم و می‌ گویم جان مردم در خطر است و احتمال بروز یک فاجعه ملی می ‌رود.» این بخشی از نامه نوشته شده است.
در خيابان سپهبد قرني و كوچه ‌هاي اطراف آن ولی مردم آسوده از كنار پيكر بي‌ جان اين ساختمان ‌ها مي‌ گذرند و محلي ‌ها هم از خطر هيچ نمي ‌دانند. آن ها تنها از چهره زشت و بد ريخت محل كسب ‌و ‌كار و زندگيشان ناراضي ‌اند و در پچ‌ پچ‌ هايشان ترسي نيست. صبح و شب ندارد اين خيابان؛ هر روز از آدم‌ ها پر و خالی می‌ شود در حالی که ساختمان‌ های مهم و دولتی زیادی را هم در خود جای داده است مثل ساختمان شركت مخابرات، بيمارستان آپادانا، شركت پخش فرآورده‌ هاي نفتي، ساختمان متروكه دفتر مطالعات و تدوين كتب تاريخي و تصوير اميركبير هم روي آن.
مسئولان شهرداري منطقه شش تهران ولی ناايمن ‌بودن اسكلت‌ ها را قبول ندارند. آن ها بعد از هشدار كاظم جلالي، کارشناسان خود را به محل فرستادند تا گزارش اولیه ‌ای در این مورد تنظیم گردد بعد هم ساختماني براي جهت استقرار مجموعه به مركز پژوهش‌ ها اختصاص دادند و در اطلاعيه ‌اي وجود هرگونه خطر براي ساختمان مركز پژوهش‌ هاي مجلس را رد كردند: «در ضلع جنوب ساختمان و به فاصله ده متر و هم چنین يك كوچه حائل ملك گودبرداري شده‌اي واقع شده كه بعد از عمليات خاكريزي رفع خطر شده و ديوارهاي حائل سازه نگهبان در آن وجود دارد. هم چنين در ملك واقع در ضلع شمال ساختمان مركز پژوهش‌ هاي مجلس كه بصورت « L» است در ساليان گذشته گود برداري انجام شده و در بخشی از آن هم بنایی نیمه ‌کاره تا مرحله اسکلت وجود دارد که با سازه نگهبان مناسب بصورت خرپا و ديوار حائل و نيلينگ ایمن‌ سازی شده است. ضمن این ‌که فاصله اين گود با ساختمان مركز پژوهش ‌ها هشت متر است.»
طبق آن چه در نامه آمده است مالكان مكلف شده‌ اند در روزهاي بعد گزارشي از وضعيت ايمن‌ سازي ساختمان بدهند ولی هنوز خبري از ايمن ‌سازي گود نيست.
زمين ضلع جنوبي ساختمان مركز پژوهش‌ هاي مجلس كه سیصد و شصت و دو متر است و زمين ضلع شمالي پنج ‌هزار و ۷۰۰ متر. تا چند‌ سال قبل دور تا دور این اسکلت ‌های فلزی خالی بود و احتمال سقوط عابران درون گودال عمیق وجود داشت ولی یک روز صبح اطراف آن را با ديوارهاي كاذب آبي و سفيد تزیین کردند. يكي از كسبه كه مغازه ‌اش دقيقا مشرف به ساختمان ‌هاست هم می‌ گوید که از ۸ ‌سال قبل ساختمان نیمه ‌کاره مانده است: «قبل از اين، حصارها نبود و ساختمان متروكه پاتوق معتاد ها شده بود.»
پروژه ضلع شمالي ساختمان مركز پژوهش ‌هاي مجلس كه وسعت بيش تري هم دارد از همان روزهای نخست بصورت ساختمان اداری – تجاری تعریف شده بود ولی پس از اسکلت ‌گذاری و معطل‌ ماندن کار، مدتی به پارکینگ خودرو تبدیل شد. حالا هم که مسئولان شهرداري مي ‌گویند بانك آينده مالكيت آنرا بعهده دارد؛ اگر چه باز هم محلی ‌ها اعتقاد دارند كه درنهايت بانك شهر آن را از بانك آينده خريده است.
مغازه‌ هاي هم جوار اين ساختمان را قبل از انتخابات‌ سال نود و دو با عجله خريده ‌اند تا به محوطه اين ساختمان که به پارک هنرمندان و خیابان ایران شهر مشرف است، اضافه گردد ولی هنوز تكليف روشن نشده است. شهردار سابق تهران ۲ بار از اين ساختمان بازديد كرد و حتي بار آخر در اسفند- دقيقا در زمانیكه داغ پلاسكو هنوز هم گرم بود- از ديدن اين منظره و ترك ‌ها و گودبرداري ‌ها، وحشت كرد و آنرا به زبان هم آورد. بعد از آن بود که ساختمان جنوبي را با سيمان و نخاله پر كردند و ماجراي ساختمان شمالي هم در نامه‌ نگاري‌ ها گم شد؛ در حاليكه كارشناسان فني كه ساختمان مركز پژوهش ‌هاي مجلس را بررسي كرده‌اند، هنوز معتقد هستند كه ساختمان مرکز از دو طرف انحراف پیدا کرده است.
محمدرضا رنجبر، معاونت شهرسازی و معماری شهرداری منطقه شش هم در اين‌ خصوص مي‌ گويد: «در حال تهيه گزارش مفصلي در اين مورد هستیم تا در روزهاي آينده به شهردار جديد تهران بدهیم.»
گود برداري ريشه درختان چنار را خشك كرده است
در ميان آن همه شلوغي و سروصداي خيابان هميشه شلوغ جردن، دو گود بزرگ سال‌ها ست كه به فاصله چندين متر در كنار هم خوابيده ‌اند، يكي از ‌سال هشتاد و هشت كلنگ آن بر زمين خورده است و ديگري در‌ سال نود و دو. يكي در مالكيت سازمان صدا ‌و ‌سيماست و كلنگ ديگري را موسسه فرشتگان بر زمين زده. يكي نبش خيابان نلسون ماندلا، تقاطع بلوار ستاري به سمت جنوب است و ديگري به سمت شمال. بيش از پازده درخت چنار بلند در ميانه ساختماني كه به سمت جنوب بلوار ستاري است، در حال خشك‌ شدن است ريشه‌ ها از كناره گودبرداري بيرون زده است و هيچ برگ و باري هم ندارد. مالك خانه كناري با دست راست ترك‌ هاي ديواره اتاقش را نشان مي ‌دهد و بعد از روي پشت ‌بام كارگاه ساختماني نيمه ‌تعطيل زار ميزند؛ ابزار‌آلات و ميلگردهاي ريخته‌ شده در كف زمين، كمي آن طرف ‌تر گودي كه بيش از پانزده متر عمق دارد و بالاي خانه ‌هاي مردم هم سايه تاوركرين غول پيكر و زرد نشسته است.
گود برداري بر روي يك قنات پرآب
رو به ‌رو و چند متر بالاتر از اين گود و اسكلت نيمه ‌كاره در تقاطع «بلوار ستاري» و «خيابان نلسون ماندلا» گود بزرگ تر و عميق ‌تري است كه روي يك قنات زده شده است. قبل از انقلاب ولی در اين محوطه يك خانه مجلل هزار و سیصد متري بود با خاطره مخمل ‌هاي سرخ، شيشه‌ ها و سراميك‌ هاي آبي بر سر در آن.
خانه متعلق به دوره پهلوي دوم بود كه مالک، آن را با قيمتي پايين فروخت و مالك بعدي هم آنرا با قيمت خيلي بالا به مالك ديگري فروخت و بعد خانه به تعاوني فرشتگان رسيد. قرار بود ساختماني با دوازده طبقه روي زمين و نه طبقه زيرزمين براي كاربري تجاري – اداري به جاي آن ساخته شود ولی بعد از منحل‌ شدن تعاوني فرشتگان اين پروژه رها و قرار شد اين ملك هم مثل بقيه دارايي‌ ها موسسه براي دستگيري از مالباختگان در نظر گرفته شود.
همسايه‌ ها از اتاق‌ هاي تو در تو و معماري زيباي ساختماني حرف مي ‌زنند كه آرزو داشتند سالن پذيرايي يا حداقل فرهنگسرا گردد؛ ولی آن همه زيبايي جلوي چشم‌ها يشان فرو ريخت و بعد دردسرهاي گود چهل متري آغاز شد. يك روز تابستاني هم همسايگان به ‌صورت ناگهاني متوجه شدند كه بيش از نه متر آب در اين گودال عميق جمع شده است پس از آن بود كه تهديد خطر اين گودبرداري براي مردم محل جدي ‌تر شد. آن ها به نمايندگان شورا و شهرداري تهران نامه نوشتند و حتي از سازمان آتش‌ نشاني هم براي بازديد اين خرابه عظيم آمدند: «ماموران آتش ‌نشاني گفتند كه بايد خانه ‌ها را ايمن‌ سازي كنيد، ولی حالا كه هيچ نهادي حاضر نيست خسارت خانه ‌هاي ما را پرداخت كند.»
اين ها را زني مي ‌گويد كه خانه ‌اش همجوار گود عميق چهل متري خيابان جردن است: «قبلا آب اين قنات را با پمپ به جوي‌ هاي اطراف هدايت مي‌ كردند، ولی يك مدت پمپ خراب و آب روي زمين پخش شده بود. با تمام مشكلاتي كه داشتيم خيالمان راحت بود كه بالاخره تمام مي ‌شود ولی از چند ماه گذشته كار متوقف شده است و معلوم نيست تكليف خانه ‌هاي ما چه مي ‌شود. حتما بايد اينجا هم مثل پلاسكو خراب شود تا بعد بيايند مفت زندگي‌ مان را بخرند؟ زندگي ‌مان از دست مي ‌رود.»
همسایه دیگری هم گلایه دارد که با وضعيتي كه براي ساختمان آن ها ايجاد شده، هيچكس حاضر نيست حتي خانه را بخرد: «اگر مشتري هم بيايد قيمت خيلي پاييني را پيشنهاد مي‌ كند و اين ساختمان جز آزار و اذيت و كاهش امنيتي كه براي ما داشته حتي روي قيمت ملك ما تاثير گذاشته است.» درخت‌ هاي داخل حیاط بر اثر نشست زمين خشك شده است و ترك‌ هاي روي ديوار هم براحتي ديده مي‌ شود، ترك‌ هايی که بزرگی ‌شان به یک‌ وجب می‌ رسد: «شهرداري در جواب مي‌ گويد كه نمي ‌توانيم به ملك ‌هاي مردم دست بزنيم. گفتند براي ايمن ‌سازي توي گود را با خاك پر مي ‌كنند، ولی اين كار را هم نكردند. حداقل بيايند تكليف اين تاوركرين را روشن كنند كه به سمت خانه‌ هاي ما چرخيده است. اگر زمين ‌لرزه بيايد كار ما ساخته است.»
ولی به اعتقاد آقا محمود كه ساكن طبقه بالايي ساختمان مجاور گود است، گودبرداري از ابتدا هم اشتباه بوده است: «تخريب اين جا بقدري غيرحرفه ‌اي بود كه با كشيدن هر تير آهن تمام خانه‌ هاي ما به لرزه در مي‌آمد و خيلي از ترك ‌ها هم از همان زمان ايجاد شد. ولی شهرداري بايد در مورد اتفاقي كه جان شهروندان را به خطر مي ‌اندازد جدي ‌تر عمل كند ولی انگار انگيزه حل مشكل ساكنان وجود ندارد.» حالا مردم از گرفتن خسارت چهل ميليوني خانه ‌ها يشان نا اميد شده‌ اند و مي‌ گويند كه هيچكس نمي ‌تواند جلوي اين تخلف بايستد چون در مالكيت يك نهاد نظامي است.
آبِ حراج قنات و تشنگي
با همه خطراتي كه گودها براي ساكنان اين محل دارد، قصه ديگري هم هست كه نا اميد كننده است؛ قصه قنات زير پاي مردم جردن. در اين روزهاي خشكسالي، قناتي كه مي ‌توان آب زلال آن را براي درمان درد هاي تشنگي برداشت حالا يا ته يك گود عظيم است يا در جوي‌ ها و كف خيابان شلوغ جردن. جردن يكي از خيابان ‌های اصلي تهران است كه تقريبا هفده سفارت در آن قرار دارد و تا به ‌حال ۲ بار هم اسم عوض كرده است.
«ساموئل مارتین جردن» بانی دبیرستان البرز و آموزشکده دخترانه آمریکایی تهران بود، بهمين علت در ابتدا خيابان را جردن مي‌ ناميدند؛ بعد از انقلاب تابلو را تغيير دادند و روي آن نوشتند آفريقا؛ در آذر ‌سال نود و سه يك ‌بار ديگر روي تابلوي آن نوشتند، نلسون ماندلا.
تكليف چيست؟
ولی بعد از حرف ‌هاي مردم بايد ديد حالا تكليف چيست و مسئولین سازمان نظام مهندسي، شهرداري و اعضاي شورا چه آينده‌ اي را براي اين بنا هاي نيمه‌ كاره و رها شده ترسيم مي ‌كنند؟ مهدي حجت، معاونت شهرسازي و معماري شهردار تهران است كه به تازگي ميراث باقي مانده از مديريت شهري گذشته را تحويل گرفته است.
او در اين ‌مورد مي ‌گويد كه هر گودي خطرناك نيست و در صورتيكه ضوابط گود برداري رعايت نگردد ممكن است در آينده خطراتي را بهمراه داشته باشد كه درواقع به علت سهل ‌انگاري مجري است: «اگر شهرداري در بررسي‌ هاي موردي تشخيص داد كه گودي خطرناك است به مالك تذكر مي‌ دهد ولی ناظر اصلي پروژه ‌ها سازمان نظام مهندسي و به ‌طور مشخص مهندس ناظر است.»
طبق ماده بند چهارده ماده پنجاه و پنج قانون شهرداري‌ ها، ايمن‌سازي گود ها در صورت سهل‌انگاري مالك بعهده شهرداري است كه بعد مي ‌تواند هزينه گودبرداري را بعلاوه پانزده درصد از كارمزد از مالك بگيرد.
البته مهدي حجت‌ طور ديگري اين موضوع را توضيح مي‌ دهد: «شهرداري هيچ وظيفه‌ اي در برابر گودها ندارد، ولی به مالك و مجري تذكر مي ‌دهد و اگر تذكرات نتيجه نداشت مالك را به قوه قضائيه معرفي مي ‌كند تا اقدامات لازم براي ايمن ‌سازي انجام گردد. در مواردي هم كه مالكي در دسترس نيست شهرداري به‌ عنوان نماينده مردم مي ‌تواند به مسأله ورود كند و بعد هزينه را از مالك بگيرد.» او البته آماري از گودهاي خطرناك ندارد و معتقد است كه تعداد آن زياد نيست.
نوزده مورد ريزش گود و اتفاقات خطرناك منجر به فوت در ‌سال نود و دو
هفته پیش حسن قربان خاني، ریاست سازمان نظام مهندسي تهران در جلسه ي خبري اعلام كرد كه تعداد گودهاي خطرناك در تهران دویست مورد است كه گزارش آن به كميسيون شهرسازي شورا داده شده است و البته در حرف‌ هاي خود، شهرداري را به‌ عنوان مسئول اصلي ايمن‌ سازي معرفي كرد.
مهيار فرنيا، يكي از اعضاي هیأت ‌مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران هم تقريبا همان حرف ‌ها را زد: «شهرداري بايد قبل از صدور پروانه از مالكان تضمين ‌هاي لازم را براي رها نكردن پروژه‌ هاي ساختماني بگيرد تا در صورتيكه پروژه را رها كرد برايش تبعات حقوقي داشته باشد.»
فرنیا معتقد است كه امكان بازديدهاي دقيق ‌تري از سوي شهرداري فراهم است براي همين آمار دقيق اين گودها را مديريت شهري بهتر مي ‌تواند اعلام كند: «از زمانيكه توسعه ساخت ‌و ساز به علت رونق در بازار مسكن اتفاق افتاد، سازنده‌ ها براي تامين پاركينگ و فضاهاي رفاهي مجتمع ‌هاي بزرگ ‌مقياس به سمت گود برداري‌ هاي عميق رفتند در صورتيكه گود برداري تاريخ مصرف دارد و زمانيكه پروژه رها مي ‌شود خطر ريزش بناهاي اطراف را دارد.»
از نظر سازمان نظام مهندسي، به گود هايي كه بيش تر از ده متر عمق دارد، گودهاي عميق و خطرساز گفته مي ‌شود: «فرآيند بازرسي گودبرداري از ‌سال نود و دو در سازمان با حضور ناظران انجام شد. در ‌سال نود و دو حدود نوزده مورد ريزش گود و اتفاقات خطرناك منجر به فوت داشتيم ولی اين عدد در‌ سال نود و پنج به یازده مورد رسيد و نشان داد كه آمار حوادث و ريزش ‌ها حدود چهل ‌درصد كاهش يافته است. از ابتداي ‌سال نود و شش تا همين حالا هم كه بيش از هفت ماه گذشته است تنها سه مورد حادثه ريزش گود برداري‌ داشته‌ ايم.»
وی اين كاهش آمار را به بازرسي ‌هاي سازمان مرتبط مي ‌داند كه از‌ سال نود و دو انجام شده است: «اين كنترل انجام مي‌ شود ولی بايد ديد اهرم‌ هاي اجرايي هر دستگاهي چيست؟ ما به‌ عنوان مرجع اگر تشخيص دهيم ساختمان پرخطر است ضرورت پايدارسازي را به اداره كل معماري اعلام مي‌ كنيم ولی براي اجراي آن توان قانوني نداريم و شهرداري امكان بيش تري براي اين كار دارد.»
علي اعطا، سخن گوي شوراي شهر مي‌ گويد كه نظارت بعهده هر دو نهاد سازمان نظام مهندسي و شهرداري است: «اکنون با تعداد زيادي گودهاي پرخطر روبرو هستيم كه رها شده‌اند و يكي از چالش‌ هاي ماست ولی مسائل پيچيده ‌تري هم در تهران داريم.»
نظام مهندسي از زير بار مسئوليت شانه خالي نكند
اگر چه سازمان نظام مهندسي توپ را در زمين شهرداري و شورا مي ‌اندازد، ولی، محمد سالاري، ریاست كميسيون معماري و شهرسازي شورا مي ‌گويد كه سازمان نظام مهندسي نبايد از زير بار مسئوليت شانه خالي كند. او در گفتگويي به روند تحقق اجراي مقررات ملي ساختمان اشاره كرد كه از دوره چهارم شوراي شهر شروع شده است: «در دوره‌ هاي گذشته كه سياست درآمد زايي از ساخت‌ و سازها صدور پيش‌ پروانه‌ ها و گود برداري قبل از صدور پروانه مرسوم شده بود، ولی با سياست ‌هاي جديد از اعطاي پيش‌ پروانه‌ ها جلوگيري شد. در آن زمان كساني كه قصد دریافت پروانه براي مجتمع بزرگ‌ مقياس داشتند بدون انجام استعلام‌ ها و بررسي پرونده در كميسيون ماده پنج، يك برگه مقدماتي براي گودبرداري مي‌ گرفتند و گودبرداري را آغاز مي‌ كردند، ولی ضوابط آن رعايت نمي ‌شد. همين اتفاق دقيقا در پروژه بابك زنجاني افتاد كه بعد از تخريب، گودبرداري و ريزش كميسيون ماده هفت اعلام كرد كه كاربري زمين باغ است و نهايت در سی ‌درصد آن امكان ساخت ‌و ساز با تعداد طبقات كم امكان ‌پذير است، ولی شهرداري را ملزم كرديم كه زمان پروانه از زمان تخريب صفر- صفر در كف زمين آغاز شود تا با گود برداري‌ هاي رها شده روبرو نشويم.»
اگر چه قانون شهرداري در نهايت وظيفه ايمن ‌سازي را بعهده شهرداري با شرط كسر هزينه از مالك گذاشته است، ولی سالاري معتقد است كه ايمن‌ سازي دویست گود خطرناك براي شهرداري با اين وضعيت درآمدزايي و بدهي ‌ها سخت است ولی كميسيون شهرسازي درحال غربالگري و اولويت ‌بندي گود هاست: «پرونده گودها در كميسيون درحال بررسي است تا آن ها كه پرخطر ترند را دسته‌ بندي كنيم و در صورت ايجاد مشكل براي مردم پرونده‌ ها را به قوه قضائيه بفرستيم ولی صرفا فقط وظيفه شورا نيست. سازمان نظام مهندسي ناظر اصلي است و در صورت عدول از نقشه ‌ها و ضوابط مي‌ تواند نامه تذكر را براي پي گيري به دادگاه بفرستد.»
البته حالا اگر چه شورا، شهرداري و سازمان نظام مهندسي در حوزه ايمن‌ سازي گودها وظايفي دارند ولی به گفته او، اين نافي مسئوليت‌ هاي مالك نيست و بخش خصوصي كه اغلب مالكيت پروژه‌هاي نيمه ‌كاره اين ‌چنيني را دارد بايد تكليف آن را روشن كند.
منبع : شهروند

مشاهده منابع آزمون نظام مهندسی

نشریه ۱۱۰ برق pdf

۲۱ آبان ۹۶
59 بازدید
بدون نظر
امتیاز به این خبر:
0 0